دوسسسسست دارم
دلم می خواست بهانهای باشی برای فراموش کردن همه چیز...
اینا درست حق داره ولی اینی که هی می گه موهاتو بزن بالا می زنم بالا میگه چرا زدی بالا بریز تو صورتت دوباره روز از نو روزی از نو می گه چرا ارایش می کنی گفتم چشم یه وقتایی هم می گه چرا اینجوری می یای همراه من هرچی بهش می گم حرف حسابت چیه دروست بشین بگو من چه تور باشم دوست داری می گه همینتوری که هستی خونه بابام اینارو دوست نداره ما همش خونهی عمه ایناییم دیوانم کرده البته منم کم طاقت شودم یگه حوصلم سر رفته از بس اذیتم کرده موندم تو کاراش دیوانه شوده اخیش خالی شودم خوب دیگه شما ها بگید چطوری بودن خوبه تا من امتحان کنم سهم من تو را وعشق تو را با کسی قسمت نخواهم کرد قبر من جاي دسته گلي كه فردا بر قبرم مي گذارم ، امروز به شاخه گلي كوچك يادم كن ... به جاي سيل اشكي كه فردا بر مزارم نصار مي كني ، امروز با تبسمي شادم كن ... به جاي اون متن هاي تسليت گونه كه فردا در روزنامه ها مي نويسي ، امروز با پيام هاي كوچك خوشحالم كن ... من امروز به تو احتياج دارم نه فردا وقتی چشمات ديگه اشكی برای ريختن نداشته با شه وقتی ديگه قدرت فرياد زدنم نداشته باشی وقتی ديگه هر چی دل تنگت خواسته باشه گفته باشی وقتی ديگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته باشن وقتی از درونت تمام وجودت يخ بزنه وقتی چشم از دنيا ببندی و آرزوی مرگ کنی وقتی احساس ميکنی ديگه هيچ کس تو رو درک نمی کنه وقتی احساس کنی تنهاترين تنهای دنيا هستی و وقتی باد شمع نيمه سوخته اتاقتو خاموش کرد چشمهايت را ببند و با تمام وجوداز خدا بخواه که صدات کنه
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |


