خداوندا غرورم را شکستند
پل سبز عبورم را شکستند
چه بی رحمانه در پاییز غربت
دل سنگ صبورم را شکستند

دلم می خواست بهانهای باشی برای فراموش کردن همه چیز...
الهی فداتشم مصطفی گلم عزیزم عیدت مبارک می دونم هیچ زمانی نمی بینی این وبلاگ رو ولی با تمام وجود می گم دوست دارم فدای تو بشم الاهی قربونت برم دیگه نمی دونم چی بگم که بتونم تورو به خورم نزدیک کنم هرچی من از دوری تو عذاب می کشم تو بیشتر از من دوری می کنی دیگه از همه کس بریدم فقط مال تو هستم بیا تا دور نشوده تا من نمردم از دوریت دیگه تو این زمونه چیز جزابی وجود نداره که بتونه منو به خودش جزب کنه من موندمو فکر تو عکس تو خاطرهی باتو بودن کاش می شد بی تفاوت از همه چیز گذشت . کاش می شد چشم به روی این همه دروغ بست و تلخی ها و بی مهری ها را به روی خود نیاورد کاش نگاههای التماس امیز هیچ بی پناهی تمام هستی ات را به اتش نمی کشید کاش دستهایمان انقدر با سخاوت وزلال بود که قلب اشفته یک غریبه را ارام میکرد. پيشخدمت يک ليوان آب برايش آورد. پسر بچه پرسيد: يک بستنی ميوه ای چند است؟ پيشخدمت پاسخ داد: ۵۰ سنت. پسر بچه دستش را در جيبش برد و شروع به شمردن کرد بعد پرسيد: يک بستنی ساده چند است در همين حال، تعدادی از مشتريان در انتظار ميز خالی بودند وپيشخدمت با عصبانيت پاسخ داد: ۳۵ سنت . پسر دوباره سکه هايش را شمرد و گفت : لطفا يک بستنی ساده . پيشخدمت بستنی را آورد و دنبال کار خود رفت . پسرک نيز پس از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت . بستنی،۲ سکه ۵ سنتی و ۵ سکه يک سنتی گذاشته شده بود . برای انعام پيشخدمت!!! خداوندا غرورم را شکستند پل سبز عبورم را شکستند چه بی رحمانه در پاییز غربت دل سنگ صبورم را شکستند یه قورباغه با یه اردک ازدواج میکنه ... اگه گفتی بچشون چی میشه ؟ ... بچه دار نمیشن ... ترو خدا براشون دعا کن ... داره زندگیشون ازهم مي پاشه چرا تنهام گذاشتی چرا بهم نگفتی دوستم داری چرا واقعا چرا من لیاقت عشقتو نداشتم چرا چرا چرا تنهام بعد از تو هم تنها می مونم تا لحظه ی مرگ ولی برمن که قدرت ندانستم
![]()
سلام ![]()
سلام
عیدقربان![]()
بر همگی مبارک
![]()
موفق باشید
وقتي پيشخدمت باز گشت از آنچه ديد شوکه شد. آنجا در کنار ظرف خالي

![]()
به عقب بنگر که از من بهتری می آید،
آن شخص به عقب بر گشت و به پشت سر خود نگاه کرد.
معشوق به او گفت: ای دروغ گوی بی اعتبار و بی وفای نا پایدار
تو اگر لاف محبت مرا می زنی به دیگری چکار داری.
و اگر در دعوت محبت من صادق بودی چشم از من بر نمی داشت
این و یکی از دوستانم بام در قسمت نظرات گذاشته بود منم واسه شماها گذاشتم تا استفاده کنید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |
FreeCod Fall Hafez