تبليغاتX
دوسسسسست دارم


دوسسسسست دارم

دلم می خواست بهانه‌ای باشی برای فراموش کردن همه چیز...

كليدهاي ميان بر :

Ctrl + c:--کپي
 
Ctrl + x:--بريدن
Ctrl + v:--برگرداندن از حافظه
Ctrl + z:--برگشت به حالت قبل
Ctrl +A:--انتخاب همه موارد
Ctrl + esc:--نمايش استارت منو
Ctrl +right arrow:--برگشت به ابتداي کلمه
Ctri +left arrow:--رفتن به ابتداي کلمه بعدي
Ctrl +shift+arrow--روشن کردن يک بلوک از متن
Ctrl +down arrow:--رفتن به ابتداي خط بعدي
Ctrl +up:--رفتن به ابتداي خط حاضر
Ctrl +f4:--بستن پرونده فعال هنگامي که چند پرونده فعال وجود دارد
Ctrl + کپي ايتم انتخاب شده --:کشيدن يک ايتم
Ctrl + shift +ايجاد ميانبر براي ايتم انتخاب شده --:کشيدن يک ايتم
Alt  + tab:--حرکت بين پنجره هاي باز
Alt  + enter:--نمايش مشخصات براي ايتم
Alt  +f4:--بستن يک ايتم يا خارج شدن از آن
Alt  + spacebar:--باز کردن ميانبر براي پنجره فعال
Alt  + tab:--حرکت بين پنجره هاي باز
Alt  + esc:--گردش بين ايتم ها در پنجره هاي باز
Alt  + spacebar:--نمايش منوي سيستم براي پنجره انتخاب شده
Shift +arrow:--انتخاب بيش از يک ايتم
Shift + f10:------نمايش ميانبر براي ايتم انتخاب شده
Shift + delete:--پاک کردن بدون قرار گرفتن در سطل آشغال
Dele:--پاک کردن
F1:--کمک
F2:--تغيير نام
F3:--جستجو
F4:--نمايش منوي آدرس بار در my computer و windows explorer
F5:--بازيابي دوباره منو باز شده

اغلب استفاده از كليدهاي كاربردي صفحة كليد به جاي ماوس، از لحاظ رسيدن سريعتر به هدف، عقلاني تر و منطقي تر به نظر هستند:
كليد ويندوز = براي نمايش و بازكردن منوي استارت
كليد ويندوز +
D = تمام پنجره ها را minimize و درصورت فشار دادن مجدد maximize مي كند.
كليد ويندوز +
E = باز كردن Windows Explorer
كليد ويندوز +
F = نمايش و بازكردن صفحة Search
كليد ويندوز +
STRG+F = جستجو براي نمايش كامپيوتر
كليد ويندوز +
F1 = نمايش Help center و Support center
كليد ويندوز +
Run = R
كليد ويندوز +
Pause = مشخصات سيستم
كليد ويندوز +
L = پارك سيستم
كليد ويندوز +
U = بازكردن Utility Manager
كليد ويندوز +
Q = تعويض كاربر

 

از keypad بهتر استفاده کنيد:

مجموعه کليدهاي شامل 1 تا 9 که در سمت راست صفحه کليد قرار دارد گفته ميشود! keypad
در اين ترفند روش جالبي را براي استفاده بهتر از آنها بيان ميکنم که با اين روش ميتوانيد هر کدام از اين کليدها را به عنوان کليد ميانبر براي يکي از
shortcut هايخود اختصاص دهيد. براي اين کار مراحل زير را دنبال کنيد
ابتدا کليد
num lock را روشن کنيد بعد روي آيکون shortcut اي که ميخواهيد کليدي را به آن اختصاص دهيد کليک سمت راست کرده و گزينه ي peropertiesرا انتخاب و پنجره اي در برابر شما ظاهر ميشود و در قسمت shortcut key: کليدي را که ميخواهيد به عنوان کليد مياني انتخاب کنيد و فشار دهيد.

 

 کاربرد کليد Alt :

باگرفتن کليد Alt و زدن شماره هاي مختلف اشکال جالبي پديد مي آيند . مثلا کليد Alt را بگيريد و شماره ي 3را فشار دهيد مي بينيد که شکل يک قلب درست شده است.

 

مطالب خواندني در باره ي اسم شرکت ها :

Adobe:
اسم رودخانه اي كه از پشت منزل مؤسس آن جان وارناك عبور مي كند.

Apple:
ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل سيب بود و
بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معني سيب ) گذاشت.

Cisco:
مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو ( San Francisco ) است كه يكي از
بزرگترين شهرهاي امريكا است.

Google:
گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است كه تشكيل شده است از عدد يك با
صد تا صفر جلوي آن . مؤسسين سايت و موتور جستجوي گوگل به شوخي
ادعا مي كنند كه اين موتور جستجو مي تواند اين تعداد اطلاعات
(
يعني يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.

Hotmail:
اين سايت يكي از سرويس دهندگان پست الكترونيكي به وسيله صفحات
وب است. هنگامي كه مدير پروژه برنامه مي خواست نامي براي اين سايت
انتخاب كند علاقه مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان
پست الكترونيك به mail ختم شده و دوماً برروي وبي بودن آن نيز تأكيد شود.
بنابراين نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه Hotmail حروف Html به ترتيب
پشت سر هم قرار گرفته اند.

HP:
شركت معظم HP توسط دو نفر بنام هاي بيل هيولت و ديو پاكارد تأسيس شد.
اين دو نفر براي اينكه شركت هيولد پاكارد يا پاكارد هيولت ناميده شود مجبور به
استفاده از روش قديمي شير – خط شدند و نتيجه هيولد پاكارد از آب در آمد.

Intel:
از آنجاييكه اين شركت از بدو تأسيس با تأكيد روي ساخت مدارات مجتمع ايجاد
شد. نام آن را INTegrated Electronics يا به طور مختصر INTEL نهادند.

Lotus:
ميچ كاپور مؤسس شركت كه هندي الاصل بود از حالت لوتوس كه يك اصطلاح
مديتيشن متعالي (T.M.) مي باشد براي نامگذازي شركتش استفاده كرد.

Mirosoft:
نام شركت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته مي شد ولي به مرور زمان به
صورت فعلي در آمد. Microsoftمخفف MICROcomputer SOFTware است.
و دليل نامگذاري شركت به اين اسم نيز آن است كه بيل گيتس مؤسس
شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهاي ميكروكامپيوتر ها تأسيس كرد.

Motorola:
شركت موتورولا با هدف درست كردن بي سيم و راديوي خودرو كار خود
را آغاز كرد. از آنجاييكه مشهورترين سازنده بي سيم و راديو هاي اتومبيل
در آن زمان شركت Victrola بود. مؤسس اين شركت يعني آقاي پال كالوين
نيز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمي
كلمه موتور نيز به نوعي در اسم شركتش وجود داشته باشد.

Oracle:
مؤسس شركت اوراكل يعني لري اليسون و باب اوتس قبل از تأسيس
شركت روي پروژه اي براي CIA كارمي كردند . اين پروژه كه اوراكل نام
داشت بنا بود تا با داشتن مقادير زيادي اطلاعات بتواند تا جواب تمام
سؤال هاي پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات
بدهد. ( اوراكل در اساطير يوناني الهه الهام است. ) اين دو نفر پس از
پايان اين پروژه شركتي تأسيس كرده و آن را به همين اسم نامگذاري كردند.

Red Hat:
مؤسس شركت آقاي مارك اوينگ در دوران جواني از پدربزرگش كلاهي
با نوارهاي قرمز و سفيد دريافت كرده بود ولي در دوران دانشگاه آن را
گم كرد . زماني كه اولين نسخة اين سيستم عامل آماده شد مارك
اوينگ آن را همراه با راهنماي كاربري نرم افزار در اختيار دوستان و هم
دانشگاهيش قرار دارد. اولين جمله اين راهنماي كاربري
«
درخواست براي تحويل كلاه قرمز گم شده » بود.

Sony:
Sony
از كلمه لاتين Sonus به معناي صدا مشتق شده است .

SUN:
اين شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد
تأسيس شد.Sun مخفف عبارت Standford Univercity Network مي باشد .

Xerox:
كلمه Xer در زبان يوناني به معناي خشك است و اين براي تكنولوژي
كپي كردن خشك در زماني كه اكترا كپي كردن به روشهاي فتوشيميايي
انجام مي گرفت فوق العاده حائز اهميت بود.

Yahoo:
اين كلمه براي اولين بار در كتاب سفر هاي گاليور مورد استفاده قرار
گرفته و به معني شخصي است كه داراي ظاهر و رفتاري زننده است .
مؤسسين سايت Yahoo جري يانگ و ديويد فيلو نام سايتشان
را Yahoo گذاشتند چون فكر مي كردند خودشان هم Yahoo هستند

(امیدارم خوشتون بیاد).

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386| ساعت 19:24| توسط غزال| |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386| ساعت 19:22| توسط غزال| |

     سلام     

 

میوه ممنوعه برگردان حکایت شیخ صنعان

 

از داستان شیخ صنعان، هنرمندان نقاش ، آثار ارزنده‌ای بوجود آورده‌اند که هم اکنون نمونه‌هائی از آن در موزة هنرهای ملی موجود است. نخست به تشریح اصل داستان می پردازیم و سپس به بحث مختصری درباره تابلوهای موجود در موزه مبادرت مینماییم.

سرگذشت شیخ صنعان برای اولین بار در ادبیات ایران در منطق الطیر شیخ فرید‌الدین عطار نیشابوری آمده و آن طویلترین و دل‌آویزترین داستانی است که در آن کتاب سروده شده است . قهرمان آن داستان ، پیری است فرتوت به نام شیخ صنعان که پس از سالها عبادت و تقوی و پنجاه سال اعتکاف در کعبه و رسیدن به مقام کشف و شهود داشتن چهار صد مرید سالک ، شبی در خواب می بیند بتی را در دیار روم سجده می کند:

شیخ صنعان پیر عهد خویش بوددر کمالش هرچه گویم بیش بود

شیخ بود اندر حرم پنجاه سال با مریدی چار صد صاحب کمال

موی می بشکافت مرد معنوی در کرامات و مقامات قوی

هر که بیماری و سستی یافتی از دم او تندرستی یافتی

خلق را فی‌الجمله در شادی و‌غم مقتدایی بود در عالم علم

گرچه خود را قدوه اصحاب دیدچند شب او همچنان در خواب دید

کز حرم در روش افتادی مقام سجده میکردی بتی را بردوام

شیخ صنعان برای درک تعبیر آن با مریدان بسوی روم رفت و اتفاقاً به دختری ترسا دل بست و از شریعت و طریقت بگسست و بجای خانه کعبه ، این بار معتکف کوی یار شد :

آخرالامر آن بدانش اوستاد بامریدان گفت کاریم اوفتاد

می بباید رفت سوی روم زودتا شود تعبیر این معلوم زود

چارصد مرد مرید معتبرپیروی کردند با او در سفر

می شدند از کعبه تا اقصای روم طوف می کردند سر تا پای روم

از قضا دیدند عالی منظری بر در منظر نشسته دختری

دختر ترسای روحانی صفت در ره روح اللـَّهش صد معرفت

بر سپهر‌حسن و در برج کمال آفتابی بود اما بی زوال

آفتاب از رشک عکس روی او زردتر از عاشقان درکوی او

در ترسا چو برقع برگرفت بند بند شیخ آتش درگرفت

چون نمود از زیر برقع روی خویش بست صد ز نارش از یک موی خویش

گرچه شیخ آنجا نظر در پیش کرد عشق آن بت روی ،کار خویش کرد

شد بگل از دست و در پای اوفتاد جای آتش بود برجای اوفتاد

پند مریدان سودی نبخشید و شیخ را در حال خود رها ساختند . دختر از حال شیخ آگاه گشت و چون ناله‌ها و زاری‌های او بشنید او را گفت که اگر در عشق استواری ، باید چهار کار اختیار کنی : 1- سجده بر بت آری 2ـ قرآن بسوزی 3- خمر بنوشی 4ـ دیده از ایمان بدوزی . شیخ خمر بنوشید و از سرمستی آن سه کار دیگر نیز بکرد و زنار بست و به دیر نشست.

دخترش گفت ای خرف از روزگارساز کافور و کفن کن شرم آر

شیخ گفتش گر بگوئی صد هزارمی‌ندارم جز غم عشق تو کار

گفت دختر گر تو هستی مرد کارکرد باید چار کارت اختیار

سجده کن پیش بت و قرآن بسوزخمر نوش و دیده از ایمان بدوز

شیخ گفتا خمر کردم اختیاربا سه دیگر ندارم هیچکار

گفت بر خیز و بیا و خمر نوشچون بنوشی خمر آئی در خروش

گفت بیطاقت شدم ای ماه رویاز من بیدل چه می خواهی بگوی

گر بهشیاری نگشتم بت پرستپیش بت مصحف بسوزم مست مست

دخترش گفت این زمان مرد منیخواب خوش بادت که در خورد منی

چون خبر نزدیک ترسایان رسیدکانچنان شیخی ره ایشان گزید

شیخ را بردند سوی دیر مستبعد از آ ن گفتند تا زنار بست

جمله یاران از وی روی گردان شده و باز گشتند و شیخ چون چیزی نداشت ناچار شد برای کابین دختر مدت یک سال خوک‌بانی کند .

باز دختر گفت ای پیر اسیر

من گران کابینم و تو بس فق

سیم و زر باید مرا ای بیخبر

کی شود بی سیم کارت همچو

شیخ گفت ای سرو قد سیمبر

عهد نیکو میبری الحق بسر

کس ندارم جز تو ای زیبا نگار

دست از این شیوه سخن آخر بدار

عاقبت چون شیخ آمد مرد او

دل بسوخت آن ماه را از در

گفت کابین را کنون ای ناتمام

خوک بانی کن مرا سالی تمام

تا چو سالی بگذرد هر دو بهم

عمر بگذاریم در شادی و غم

شیخ در عشق دختر رسوای عالم شد، یکی از مریدان او در هنگام رفتن او به دیار روم غایب بود، چون باز‌آمد و از ماجرای او آگاه شد دیگر مریدان را ملامت کرد که چرا شیخ خود را در روم تنها گذاشتید ، این رسم حق شناسی و وفاداری نیست. به اصرار او مریدان بسوی روم آمدند و همه چهل شبانه روز معتکف بنشستند و بناله و زاری پرداختند تا خداوند دری از رحمت بگشاید و بر حال شیخ به بخشاید و او را از این گمراهی برهاند.

شیخ را در کعبه یاری چست بود

در ارادت دست از کل شست بود

بود بس داننده و بس راهبر

زو نبودی شیخ را آگاه تر

شیخ چو از کعبه شد سوی سفر

او نبود آنجایگه حاضر مگر

با مریدان گفت ای تردامنان

در وفاداری نه مردان نه زنان

گر شما بودید یار شیخ خویش

یاری او از چه نگرفتید پیش

جمله سوی روم رفتند از عرب

معتکف گشتند پنهان روز و شب

همچنان تا چل شبانروز تمام

سر نه پیچیدند هیچ از یک مقام

پس از چهل شب آن مرید پاکباز، مصطفی (ص) را بخواب دید که فرمود از دیر گاه غباری بس سیاه در میان شیخ و حق بود و من آن غبار ظلمت را به شبنم شفاعت فرونشاندم ، مرید نیک نفس پس از بیداری نزد شیخ رفت تا خواب و تعبیر آنرا به شیخ بازگو کند ولی در این وقت بود که حجاب ضلالت از برابر شیخ به یکسو رفت و دگر باره نور معرفت جایگزین آن شد. در این داستان دختر ترسا بعد از آن در اثر خوابی که دید مسلمان و شیخ ، اسلام بر وی عرضه نمود، پس از مسلمان شدن ، دختر از گناه پاک شده بلافاصله جان به جان آفرین تسلیم کرد.

آخرالامر آن صنم چون راه یافت

ذوق ایمان در دل آگاه یافت

شد دلش از ذوق ایمان بی قرار

غم آمد گرد او بی غمگسار

گفت شیخا طاقت من گشت طاق

من ندارم هیچ طاقت در فراق

می روم زین خاکدان پرصداع

الوداع ای شیخ عالم الوداع

چون مرا کوتاه خواهد شد سخن

عاجزم عفوم کن و خصمی مکن

این بگفت آن ماه دست از جان فشاند

نیم جانی داشت بر جانان فشاند

گشت پنهان آفتابش زیر میغ

جان شیرین زو جداشد ای دریغ

قطرة بود او در این بحر مجاز

سوی دریای حقیقت رفت باز

جمله چون بادی ز عالم می رویم

رفت او و ما همه هم می رویم

راجع به اصل و ریشه این داستان اطلاع درستی در دست نداریم و درست معلوم نشده که شیخ عطار از چه منبعی در نظم این قصه الهام گرفته است. آقای استاد سعید نفیسی حدس زده اند که در قرن ششم فقیهی بوده است معروف به ابن سقایا که در بغداد میزیسته در سال 506 که یوسف بن ایوب بن یوسف بن حسین بن یعقوب برزجردی همدانی عابد معروف متوفی در 535 به بغداد رفته و ابن سقایا به مجلس او آمده و پرسشی از او کرده است و یوسف بن ایوب بر او پرخاش کرده و بر آشفته و گفته است خاموش شو که از تو بوی کفر می شنوم وتو در دین اسلام نمی میری و ابن سقایا پس از مدتی به روم رفته و آنجا نصرانی شد و این واقعه را «ابن اثیر» در کتاب کامل التواریخ در حوادث سالهای 506 و 535 ذکر کرده است و ممکن است همین مطلب را در همان زمان پر و بال داده و داستان شیخ صنعان را از آن ساخته باشند، عطار هم آن قصه را در منطق الطیر آورده باشد حتی از غایت شهرت گاهی جداگانه نسخه ای از آن برداشته و آنرا کتابی مستقل دانسته و از آثار عطار شمرده اند.

قصه شیخ صنعان به ترکی ترجمه شده و مدتها پیش در آذربایجان شوروی به طبع رسیده است. برخی شیخ عطار را مرید شیخ صنعان نوشته اند که هیچ مدرکی برای آن نمی توان پیدا کرد. نایب صدر شیرازی در طرائق الحقایق می‌نویسد که هنگام سیاحت در شهر تفلیس مزار شیخ صنعان را در آنجا به او نشان داده‌اند.

بعضی از فضلا از مطالعه دیوان عطار به این نتیجه رسیده اند که مراد از سیخ صنعان و صف حالی است که عطار از خود کرده است و آن داستان خود اوست که مدتی از روزگارش را در قید هوی و هوس گذرانیده و بر اثر تغییر حالت به مقام عاشقی سرفراز گشته و از باده عشق مست و از دنیا و مافیها دست شسته است.

آقای دکتر صادق گوین ، شیخ صنعان را پیر سمعان نوشته و نگاشته‌اند که در موضوع کلمه صنعان یا سمعان بادی به این نکته توجه داشت که در تمام نسخ چاپی و بسیاری از نسخه‌های خطی و فرهنگها این کلمه به صورت صنعان نوشته شده ولی در دو نسخه از قرن هفتم این اسم سمعان ضبط شده است.

در کتب جغرافی قدیم و رسالاتی‌که راجع به دیارات (دیرها) نوشته‌اند دیری بنام صنعان ضبط نشده است، کلمه‌ای که شباهتی به این اسم داشته باشد صنعاء است که شهری است در یمن و دیری بوده در دمشق که منسوب به آنرا صنعائی نوشته اند صنعان . کلمه سمعان را جغرافی نویسان ضمن دیارات ترسایان ذکر کرده اند و آن سه دیر بوده که اولی در حوالی دمشق، دوم دیری در نزدیک انطاکیه بر ساحل دریا، سوم دیر دیگری در نواحی حلب، این دیرها در کشورهای اسلامی بوده اند.

 

             

                                  شکل3

             شکل2

        شکل1

 

همانطور که در آغاز این مقال ذکر نمودیم این داستان الهام بخش هنرمندان نقاش نیز بوده است و هر کدام بنابه شیوه خاص و دید هنرمندانه خود صحنه هائی از این داستان را نشان داده اند و ما در زیر فقط به معرفی چند نمونه از آثاری که اینک زینت بخش موزه هنرهای ملی است اکتفا می نماییم:

شکل 1 کار آقای علی کریمی است. صحنه ایست که شیخ صنعان و دختر ترسا را روی چمنی نشان می دهد و شیخ از دختر جام شراب می طلبد ، مریدان شیخ در اطراف ایشان با ناراحتی ناظر این معاشقه اند. جامه های دختران همه پر‌نقش و نگار است دقت نقاش بیشتر از همه به چهره‌ها و سپس به نقش جامه‌ها معطوف گشته است. منظره باغستانی که هنرمند با قلم سحرآمیز خود مجسم نموده خالی از شکوه نیست. گوئی نقاش در نمایاندن چهرة دختر ترسا نسبت به چهره های دیگر بیش از همه کوشیده و در تجسم چهره های متغیر و مغموم مریدان شیخ ، کوشش فراوان کرده است. در این تابلو قوانین پرسپکتیو نیز مراعات شده و تاریخ اتمام آن 1321 شمسی می باشد.

شکل 2 نیز از آقای علی کریمی است که در سال 1320 نقاشی شده، گرچه اینجا صحنه داستان کوچکتر است ولی چهره‌ها در عین کوچکی دقیق نشان داده شده اند ، نمای دیر ترسایان از دور دیده می شود . در این تابلو نیز قوانین پرسپکتیو مراعات شده است.

شکل 3 نیز از آثار آقای علی کریمی است. در اینجا هنرمند فقط به تجسم چهره ها اکتفا نموده است. این تابلو در سال 1312 اوقاتی که هنرمند تحصیل می کرده نقاشی شده، نکته جالب اینجاست که تذهیب اطراف سحنه تابلو نیز کار آقای کریمی است.

 

 

شکل 4 کار هنرمند گرامی آقای ابوطالب مقیمی است که در تجسم این داستان ابتکار زیاد به خرج داده است. در دست جمعی از دختران دایره و عود دیده می‌شود ، جامه‌ها همه دارای نقوش هستند، جمعی دورتر زیر سایبان درختی به عیش و طرب مشغولند. چادری پر نقش و نگار از پشت تپه‌ای نمایان است، منظره کوه و درخت که زیباترین پرندگان در شاخه های آن نشسته اند من حیث المجموع آنرا تصویری جالب کرده است. این تابلو به سال 1316 شمسی نقاشی شده است.

شکل 5 کار هنرمند گرانمایه حاج مصور‌الملکی است ، صحنه ای از این داستان با طرح و شیوه‌ای خاص با تک بیت :

شیخ صنعان عشق چون اندر دلش مأوی گرفت

داد دین و می ز دست دختر ترسا گرفت

 

شکل5

شکل4

 

و تزیینات خاص نمایانده شده، خطوط چهره‌ها و تزیین جامه های پر نقش و نگار دختران که با آویزهای رنگین ، تخیلات شاعرانه ای را در بیننده برمی‌انگیزد به دقت نشان داده شده است.

دیر ترسایان که با هنرمندی خاص از دور نمایانده شده به زیبایی تابلوی می افزاید

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386| ساعت 19:14| توسط غزال| |

حاجی فتوحی اعلام کرد: به کوریه چشم بینندگان خانم دکتر بردیا رو هم می گیرم

 

پنج مرتبه بگو " يا احمدي نژاد " و براي پنج نفر بفرست، سهميه بنزينت زياد مي شه، يک نفر جدي نگرفت کارت سوختش باطل شد

 

ترکه عروسی میکنه شب عروسی زنش بهش میگه تو چرا هیچ کاری نمی کنی؟!! ترکه میگه: حرف نزن من زن گرفتم از این کثافت کاریا نکنم

 

خدایا! در این شب عید ما را از شر الیاس، پدرانمان را از شر هستی، و بیمارانمان را از شر دکتر پژوهان در امان بدار! آمین

 

به لره ميگن: چرا درس مى خونى؟ ميگه: درس مي خونم تا دكتر بشم، بعدش 1مطب بزنم و پولدار بشم و با پولام 1نيسان بخرم تا كار كنم

 

هر وقت پيشم نيستي دلم برات تنگ مي شه... هر وقت هم که پيشم هستي دلم برات تنگ مي شه...اي مردشورتو ببرن که بود و نبودت يکيه

 

سوال : اگر خانم دکتر برديا حامله باشد ، پدر بچه کيست ؟
1.دکتر پژوهان
w0w<<<<
2.دکتر جودت
3.دکتر نائيني
4.اليــــــاس
5.قدياني
6.موسوي
7.پيـــــــر بابا
8.يک عامل نوفوذي از شبکه 2 : حاج يونس فوتوحي

 

خوردن شیرینی خیلی راحته٬ خوندن داستان شیرین هم راحته٬ اما پیدا کردن دوست شیرین خیلی سخته! تو چطوری منو پیدا کردی؟

 

غضنفر داشته ميمرده به پسرش ميگه به مردم بگو ايدز داشتم! پسره ميگه چرا؟ ترکه ميگه : هم بيماري با کلاسيه " هم بعد از من کسي ننتو نميگيره

 

یه روز غضنفر سرطان بیضه می گیره می ره دکتر دکتر بیضه هاشو بر می داره و به جاش یه بیضه چوبی و یه بیضه آهنی می ذاره. بعد از چند سال خدا به غضنفر دو تا پسر می ده یه روز دکتر غضنفر رو تو خیابون می بینه وبهش می گه بچه هات چطورن غضنفر می گه پینوکیو خوبه ولی ترمیناتوره خیلی اذیت می کنه.

 

به ترکه ميگن تا حالا گول خوردي؟ ميگه آدم که گول نميخوره! گول آدمو ميخور

 

يه روزبه رشتييه ميگن چرادوتازن گرفتي ميگه يه وقت ديدي مهمون اومد

 

احمدي نژاد: آمريکا عمرا به ايران حمله کنه ، خبرنگار : از کجا ميدونيد ؟ احمدي نژاد :الیاس

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386| ساعت 19:11| توسط غزال| |

سلام به برو بچه ها چطورین من دارم واس یه مدت نامعلوم میرم مسافرت وقتی ومدم می گم چه طور بود
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386| ساعت 19:4| توسط غزال| |

باران را دوست دارم چون بوی تو رو دارد .

گل را دوست دارم چون لطافت تو رو دارد

دریا را دوست دارم چون وسعت نگاه چشمان تو رو دارد

ماه را دوست دارم چون زیبایی تو رو دارد .

خورشید را دوست دارم چون ذره ای از گرمای عشق تو رو دارد

شب را دوست دارم چون لحظه یکی شدن دلهاست.

سکوت را دوست دارم چون در این لحظه ها فقط به تو می اندیشم

تنهایی را دوست دارم چون میخواهم با خیالت در آسمان رویا سیر کنم .

دفتر تنهایی ام را دوست دارم چون لحظه لحظه خاطراتمان رو به یاد می آورم .

زندگی و خوشبختی را دوست دارم چون تو تنها بهانه اش هستی .

قبلم را رو دوست دارم چون امانتی توست .

انتظار رو دوست دارم چون میدانم انتظار معنی وسیعی در جریان عشق است .

بلور را دوست دارم چون از جنس توست .

چشمه را دوست دارم چون به زلالی چشمان توست .

نگاهت و چشمت را دوست دارم چون مرا در خود غرق می کند .

کویر را دوست دارم چون میخواهم در بیابان به شوق تو دیوانه شوم

نسیم . قاصدک را دوست میدارم چون هر شب پیام تو برایم می آورد .

خدا را دوست دارم چون تو رو با من آشنا کرد .

ایمان رو دوست دارم چون لازمه عشق است .

و در آخرتو رو دوست دارم تا آخرین نفس : (این متن زیبا رو یک نفر به نام پوریا برام جز نظرا گذاشته بود من خوشم امد گذاشتم واسه شما و از ایشون تشکر می کنم)
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386| ساعت 18:16| توسط غزال| |

یعنی می شه یکی همرات باشه و در قلبت هست بازم احساس تنهایییی کنی  بازم احساس کمبود کنی (فقط در یک صورت این که اون قلبتو قبول نکرده باشه )

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386| ساعت 18:10| توسط غزال| |

دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره

 

به من گفتي كه دل دريا كن اي دوست، همه دريا از آن ما كن اي دوست، دلم دريا شد و دادم به دستت، مكش دريا به خون پروا كن اي دوست

 

بگذار که در حسرت ديدار بميرم در حسرت ديدار تو بگذار بميرم دشوار بود مردن و روي تو نديدن بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بميرم تا بو ده ام اي دوست وفادار تو بودم بگذار که اي دوست وفادار بميرم

 

میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم

 

کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن

 

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است

 

دريا باش كه اگر كسي سنگ به سويت پرتاپ كرد ، سنگ غرق شور نه آنكه تو مطلاطم شوي!!!

 

اگه يه روزي از خواب بيدار شدي ديدي توي يك اتاق تاريكي و اين اتاق داره مي لرزه و ديواراي اين اتاق قرمزه نترس چون اون موقع توي قلب مني

 

دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو پوستتوبکنم مي دوني چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سيب رو بکنه بايد همش دورش بگرده

 

دست هايي كه ياري مي رسانند مقــدس تر از دست هايي هستند كه دانه هاي تسبيح را مي گردانند

 

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم . نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم. يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت

 

مولا علي (ع) مي فرمايند : زندگي دو روز است ، روز اول به نفع تو و روز دوم عليه تو . روزي كه به نفع توست مغرور نشو و روزي كه عليه توست صبور باش . زيرا كه عمر هردو كوتاه است

 

وقتي گريه مي کنم تو را در ميان اشکهايم مي بينم **ولي اشکهايم را پاک مي کنم تا کسي تو را نبيند

 

اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده

 

زندگي در گرو خاطره هاست ؛ خاطره ها در گرو فاصله هاست ؛ فاصله ها تلخ ترين خاطره هاست.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386| ساعت 17:40| توسط غزال| |

http://www.if-gr.com/ifmail/Keyvan/Kids2/10.jpg

جیگر چه نازززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386| ساعت 17:37| توسط غزال| |

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

 

ميگي گل رو دوست داري

                                  ولي ميچينيش...

ميگي بارون رو دوست داري

                                   ولي با چتر ميري زيرش...

 ميگي پرنده رو دوست داري

                                  ولي تو قفس ميندازيش...

 چه جوري ميتونم نترسم

                                   وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟

 

                            http://sweetscentoflove.blogfa.com/                         

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

     نهر و جوان

http://sweetscentoflove.blogfa.com/ 

 

جوان به نهر گفت من تنها هستم با من بازي مي كني؟

نهر خنديدو قطرها ي اب را به سر وصورتش زد

به نهر گفت :از گرماو كار طاقت  فرسا خسته ام

نهر اغوش خنكش راباز كرد تامرد جوان در ان شنا كند

به نهر گفت اب اسيابم خشكيده كمكم مي كني

نهر همه ي توانش را جمع كردوپرهاي ساكن اسيابش راتكان داد

به نهر هيچ نگفت و اب نهر راخشكاند

چون شنيده بود زيران يك گنج عظيم پنهان است

وقتي مُرد، نهر كه حالا ابراهه باريكي شده بود

هنوز با مهرباني از كنار قبرش

عبورمي كرد

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/

 

لینک ثابت

یکشنبه یکم مهر 1386-4:7 -توسط عروس دریا

 

      زندگی بودن نیست!!!  

 http://sweetscentoflove.blogfa.com/

                                                        http://sweetscentoflove.blogfa.com/     

زندگی بودن نیستhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/

زندگی بودن و آسودن نیست

زندگی چون دریاست

که پر از توفان است

سرکش و عاصی و کوبنده

http://sweetscentoflove.blogfa.com/و بی سامان است و در آن

ماهیها ، کوسه ها و نهنگان سبع

در پی طعمه ی خویش

در ستیزند و گریز

زندگی زورق سرگردانی است

که در آن باید زیستhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/

جنگلی انبوه است

که پر از ریشه ، پر از شاخه ،

پر از برگ و بر است و پر از تاریکی

http://sweetscentoflove.blogfa.com/و پر از ابهام است و در آن

حیوانها ، همه وحشی ، همه بی آرامند

و همه تشنه و خون آشامند

گذر است، گذر از دریا ها

گذر از توفانها،گذر از جنگل پر ابهام استhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/

گذر از جنگل پر ابهام است

و گریز است و ستیز

زندگی مزرعه ایست

http://sweetscentoflove.blogfa.com/که در آن باید کاشت

دانه ، مهر ، محبت و عطوفت و غنا

زندگی باغ گلی است

که از آن باید چید

عشق را ، عاطفه را

و به گلدان دل خویش نهادhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/

زندگی زیستن است

عشق ورزیدن و آمیختن است

نه جدایی ، نه گریز

http://sweetscentoflove.blogfa.com/و نه تنها به خود آویختن و تنهایی

زندگی زیستن است

 

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

 

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

شعله های عشق همانند آتش در وجود ما آدمیان است

که هر روز وجود ما را آب می کند

و تحمل آن صبر طاقت فرسا می خواهد

و تنها عاشقان واقعی می توانند آن را تحمل کنند

 http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/ 

http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

 

 عشق                                      بيداد    من

باختن                يعني                    لحظه              عشق

جان                          سرزمين             يعني                     يعني

زندگي                                     پاک  عشق                             ليلي و

قمار                                           من                                  مجنون

در                                     عشق يعني ...                                   شدن

ساختن                                                                                 عشق

دل                                                                                   يعني

كلبه                                                                         وامق و

يعني                                                                عذرا

عشق                                                          شدن

  من                                                   عشق

 فرداي                                      يعني

  كودك                       مسجد

  يعني            الاقصي

 عشق 

                                                                   من

 

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/       http://sweetscentoflove.blogfa.com/     http://sweetscentoflove.blogfa.com/

 

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

 

                    زندگی مثل بازی شطرنجه

                اگه بازی نکنی میگن بلد نیستی

                     اگه بد بازی کنی میبازی

                         اگه خوب بازی کنی

                همه دوست دارن شکستت بدن

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/ 

از دورها

 چه زیباست

امواج آبی عشق

اما دریغ و افسوس 

چون می رسی سرابه............

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/

http://sweetscentoflove.blogfa.com/    http://sweetscentoflove.blogfa.com/      http://sweetscentoflove.blogfa.com/

 

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

 

 

 

 

http://sweetscentoflove.blogfa.com/  http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/

 

نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386| ساعت 12:49| توسط غزال| |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا

فال عشق

Best Cod Music

FreeCod Fall Hafez

كد تصوير تصادفی

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس